آلبرت اینشتین نامی است که با نبوغ مطلق گره خورده، اما حتی این اسطوره فیزیک نیز بارها در قضاوتهای علمی خود به خطا رفت. جالب اینجاست که برخی از همین اشتباهات اینشتین، مسیر علم را به شکلی پیشبینینشده تغییر دادند.
به گزارش گجت نیوز، او که خود با توضیح اثر فوتوالکتریک عملاً یکی از پایهگذاران مکانیک کوانتومی بود، هرگز نتوانست با پدیده عجیبی مثل درهمتنیدگی کوانتومی کنار بیاید. آن را «عمل شبحوار در فاصله دور» مینامید و همراه با همکارانش پارادوکس EPR را طراحی کرد تا ثابت کند مکانیک کوانتومی ناقص است.
اما آزمایشهای بعدی بر اساس نظریه بل نشان داد که شبحها واقعیتر از آن چیزی هستند که اینشتین تصور میکرد.
مشهورترین لغزش او اما ماجرای ثابت کیهانی است. اینشتین در سال ۱۹۱۵ فهمید معادلات نسبیت عامش جهانی در حال انبساط را پیشبینی میکند، اما چون باور به جهان ایستا داشت، ثابت کیهانی را به عنوان یک «نیروی ضد گرانش» به معادلاتش اضافه کرد.
هشت سال بعد وقتی ادوین هابل انبساط جهان را اثبات کرد، اینشتین آن را «بزرگترین اشتباه» عمرش نامید و ثابت کیهانی را از معادلات حذف کرد. اما طنز ماجرا اینجاست که امروز فیزیکدانان از همین ثابت کیهانی برای توضیح انرژی تاریک و انبساط شتابدار جهان استفاده میکنند. اشتباهی که حالا سنگ بنای کیهانشناسی مدرن است.
اینشتین حتی درباره پیامدهای نظریه خودش هم گاهی دچار تردید میشد. معادلات نسبیت عام وجود سیاهچالهها را پیشبینی میکردند، اما او معتقد بود این «تکینگیها» فقط کنجکاویهای ریاضی هستند و نمیتوانند در واقعیت شکل بگیرند.
در سال ۱۹۳۹ مقالهای منتشر کرد و استدلال نمود سیاهچالهها غیرممکن هستند، اما طولی نکشید که علم راهش را از شهود او جدا کرد. اشتباهات اینشتین در اینجا هم به همین جا ختم نشد: او ۳۰ سال پایانی عمرش را صرف جستجوی «نظریه میدان واحد» برای یکپارچهسازی گرانش و الکترومغناطیس کرد و هرگز به نتیجه نرسید.
این شکست اما نه از سر محاسبات غلط، که از عمق چالشی بود که هنوز هم بزرگترین ذهنهای فیزیک را زمینگیر کرده است. پ.ن: آنچه اینشتین را اینشتین کرد، نه خطاناپذیری، که شهامت اشتباه کردن در مرزهای دانش بود.